تبلیغات
سرود مردی که خودش را کشته است - THE END

take me heart - don't lose it

سرود مردی که خودش را کشته است
اینجا كه ماییم سرزمین سرد سكوت است....بالهامان سوخته ست ،‌ لبها خاموش ...نه اشكی ، نه لبخندی ،‌و نه حتی یادی از لبها و چشمها ....همه خبرها دروغ بود ....و همه آیاتی كه از پیامبران بی شمار شنیده بودم ....بسان گامهای بدرقه كنندگان تابوت ....از لب گور پیشتر آمدن نتوانستند


¿THE END
سه شنبه 14 اسفند 1386

photo

شرمم از خرقه ی آلوده ی خود می آید                          که بر او وصله بصد شعبده پیراسته ام

خوش بسوز از غمش ای شمع که اینک من نیز              هم بدین کهر کمر بسته و برخاسته ام

با چنین حیرتم از دست بشد صرفه ی کار                       بر غم افزوده ام انچ از دل و جان کاسته ام

(حافظ)

....

میبینی چگونه می چرخیم به چرخی که خیال ایستادنش نیست؟

میبینی چگونه  آتش زده ام به زندگی خود و جوانی و دین و دولتم؟

بغض میگیرد گاهی ...

بغض...

میگویم باز اما........

این نیز میگذرد.......

.

اومدم برای خداحافظی .  مردی که ۳سال بر بالین مرگش نشسته بودید مرد.تمام شد ....

همه یادم میمونید ...........

تمام نوشته های ۳ سال گذشته هم به آتش سپرده شد.......

نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند 1386 و ساعت 12:03 ب.ظ توسط : وحید . س
ویرایش شده در - و ساعت -